کانون تبلیغاتی شطرنج

کانون تبلیغاتی شطرنج

طراح، مشاور و مجری کلیه امور تبلیغات، چاپ و بسته بندی

گرافیک، وب سایت، مالتی مدیا، چاپ دیجیتال، ست اداری و...

تبلیغات چطور بر رفتار مصرف‌کننده تأثیر می‌گذارد؟

تبلیغات چطور بر رفتار مصرف‌کننده تأثیر می‌گذارد؟

تبلیغات چه تأثیری بر سهم بازار شرکت‌ها و بر بودجه‌ی بازاریابی دارد؟ در این مطلب به تأثیر تبلیغات بر رفتار مصرف کننده و اهمیت تبلیغات برای شرکت‌ها، به ویژه شرکت‌های نوپا می‌پردازیم. همچنین به نقش تبلیغات در شکل‌دهی نگرش مصرف‌کننده نسبت به محصولات اشاره می‌کنیم.

 

 

 

تبلیغات

 

 

 

در جوامع غربی یک کودک سالانه به طور متوسط بیش از ۴۰ هزار آگهی تبلیغاتی می‌بیند. شرکت‌هایی مانند p&g ،AT&T و تایم واینر سالانه حدود ۴ میلیارد دلار صرف تبلیغات می‌کنند. تبلیغات یعنی «ارتباط جمعیِ یک‌سویه توسط پیام‌هایی با موضوع محصول یا خدمتی که برای آن پول پرداخت می‌شود.»

 

تبلیغات، روابط عمومی، فعالیت‌های تبلیغی برای فروش و فروش شخصی ابعاد اصلی آمیخته‌ی طرح بازاریابی هستند. تبلیغات باید همه جا و همه وقت در معرض مشتری قرار بگیرد. هزینه‌ای که شرکت‌ها صرف تبلیغات می‌کنند شگفت‌انگیز است. مثلا شرکت‌های دارویی هزینه‌ای معادل دو برابر هزینه‌های تحقیقات واقعی را صرف تبلیغات می‌کنند! در میان شرکت‌های گوناگون، شرکت‌های تولید بازی و اسباب‌بازی بیشترین هزینه را به تبلیغات اختصاص می‌دهند. تبلیغات همچنین نقش مهمی در توسعه‌ی فروش و افزایش سهم بازار دارد.

پیشنهادهای وب

تبلیغات و سهم بازار

معمولا کسب‌وکارها برای حفظ سهم بازارشان پول‌ هنگفتی را صرف تبلیغات می‌کنند. شرکت‌ها برای رقابت با کسب‌وکارهای رقیب باید پیوسته خود را به مشتری یادآوری کرده و جایگاه نخست را در ذهن آنها داشته باشند. در غیر این صورت، سهم بازارشان را به رقبا می‌بازند. اغلب، کسب‌وکارهایی که سهم کوچک‌تری از بازار دارند یا تازه‌وارد هستند، نسبت به کسب‌وکارهای بزرگ‌تر به تبلیغات بیشتری نیاز دارند. دلیل این مسأله «فرآیند واکنش به تبلیغات» است. بر این اساس، تبلیغات باعث افزایش سهم بازار تا اندازه‌ی معینی می‌شود و پس از آن فروش به دلیل عدم بازگشت مشتریان و عدم تکرار خرید دچار ریزش می‌شود.

 

بنابراین شرکت‌های با سهم بازار بزرگ بیشتر بر تبلیغاتِ یادآور که آنها را در ذهن مشتری ماندگار می‌کند، تمرکز می‌کنند. در مقابل رقبای کوچک‌تر برای افزایش سهم بازارشان نیاز به تبلیغات بیشتری دارند. آنها برای ایجاد آگاهی از وجود محصولات‌شان و افزایش فروش و سهم بازار به بودجه‌ی بالایی برای تبلیغات نیاز دارند. بر مبنای «فرآیند واکنش به تبلیغات» کسب‌وکارها و محصولات نو برای دیده شدن در بازار هدف و حفظ این وضعیت برای تحقق خرید، نیاز به سرمایه‌گذاری بیشتری در تبلیغات دارند.

 


حتما بخوانید: استراتژی تبلیغات چیست؛ معرفی ۶ استراتژی مهم تبلیغاتی در تجارت‌‌های کوچک

 

تأثیر تبلیغات بر رفتار مصرف کننده

 

آیا این جمله‌ها برای‌تان آشنا هستند؟

 

  • «پُشتم گرمه …»
  • «هیچ کس تنها نیست …»
  • «هم‌مزه‌ی هر لحظه!»

 

تبلیغات تأثیر شگرفی در زندگی روزمره‌ی مصرف‌کننده‌ها دارد. بمباران پیوسته‌ی مشتری با پیام‌های گوناگون، بر آنچه او می‌خورد، می‌نوشد، می‌پوشد و تماشا می‌کند تأثیرگذار خواهد بود. تبلیغات در جوامع مختلف به حدی قدرتمند است که حتی در انتخاب رئیس‌جمهور یک کشور اثر می‌گذارد.

 

پیشنهادهای وب

قدرتمندترین پاسپورت جهان متعلق به کدام کشور است؟ ‏

مهم‌ترین اثر تبلیغات، تبدیل باور منفی درباره‌ی یک محصول به باوری مثبت درباره‌ی آن است. مثلا «نینجا کورپ» (Ninja Corp) برای تبلیغ کلاس‌های ورزش‌های رزمی‌اش (که والدین تصویری سخت و خشن از آن داشتند) از توله‌ سگ‌های دوبرمن استفاده کرد، با این پیام به پدر و مادرها نشان داد که کودکان‌شان در عین ظریف و کوچک بودن می‌توانند قوی و محکم باشند. این تبلیغ در جلب نظر پدر و مادرها و ایجاد علاقه برای آموزش ورزش‌های رزمی به کودکان‌شان موفق بود.

 

تبلیغات همچنین به شکل‌دهی نگرش مصرف‌کننده نسبت به ویژگی‌های محصول و تغییر اولویت‌هایش کمک می‌کند. مثلا با تمرکز بر ترکیبات سالم‌تر در تبلیغات غذای کودک، می‌توان نگاه مصرف‌کننده را نسبت به خوراکی‌های شیرین تغییر داد.

 


حتما بخوانید: چگونه در رفتار مصرف‌ کننده تغییر ایجاد کنیم؟

 

خلاصه‌ی کلام

 

تبلیغات، سرمایه‌گذاریِ مهمی برای کسب‌وکارها به شمار می‌رود. کسب‌وکارهایی که با برنامه‌ریزی مناسب سهم بزرگی از بازار را از آن خود می‌کنند، می‌توانند بودجه‌ی کمتری به تبلیغات اختصاص دهند. کسب‌وکارهای تازه‌وارد یا کسب‌وکارهایی که سهم بازار کوچکی دارند، مجبورند هزینه‌های بالایی صرف تبلیغات کنند، زیرا باید مشتریان را از وجود محصول‌شان آگاه و از این آگاهی محافظت کنند.

رویکرد ما به تبلیغات چگونه باشد؟

رویکرد ما به تبلیغات چگونه باشد؟

نخستین قدم برای تهیه آگهی  جمع آوری اطلاعات لازم برای نوشتن متن آگهی است. اطلاعاتی را که تهیه کننده آگهی باید در مورد کالا یا خدمات کسب کند با پاسخ دادن به شش پرسش زیر می توان کسب کرد.
 
- اطلاعات دقیق محصول و خدمات چیست؟
 
- با چه کیفیتی ارائه می شود و چه مزیت خاصی دارد؟
 
- چه کاربردی برای مشتری دارد؟
 
- چگونه با کالای رقبا مقایسه می شود؟
 
- قیمت کالا چقدر است و در بازار چه جایگاهی دارد؟
 
- حقایق مهم درباره خریداران احتمالی چیست؟
 
دومین قدم کسب اطلاعاتی درباره مصرف کنندگان کالای مورد نظر است. تهیه کننده آگهی می تواند با پاسخ به چهار پرسش زیر، اطلاعاتی در مورد مصرف کننده کسب کند.
 
- جامعه هدف این تبلیغات چه کسانی هستند؟
 
- بازه سنی مصرف کنندگان ما کدام است؟
 
- برای کارآمد بودن تبلیغات، اطلاعات باید برای چه بازه سنی ارائه شود؟
 
- چه کسانی در تصمیم خرید نفوذ دارند؟
 
گام سوم بررسی قالب زندگی افرادی است که مشتریان آینده ما هستند، پس به تناسب سبک زندگی و قدرت خرید آنها به سراغ طراحی تبلیغات می رویم.
 
گام چهارم تحلیل اطلاعات جمع آوری شده و تصمیم گیری نهایی است که با ارزش ترین مرحله مدیریت تبلیغات است.
 
پس از اینکه تصمیم گرفته شد از چه موضوعی در تبلیغ باید استفاده شود، نوبت به آن می رسد که مشخص کنیم پیام و منبع پیام باید دارای چه ویژگی هایی باشد. منبع پیام به طور خلاصه باید ویژگی های زیر را دارا باشد.
 
1- اعتبار منبع
 
۲- جذابیت فیزیکی و ظاهری
 
۳- مورد علاقه مخاطب بودن
 
۴- معنادار بودن منبع.
 
گام بعدی در تهیه آگهی تبلیغاتی استفاده از جاذبه های تبلیغاتی در پیام تبلیغی است؛ هر پیام تبلیغاتی برای اینکه بتواند مخاطب را به سوی محتوای پیام خود جلب کند، از یک نوع جاذبه استفاده می کند. متداول ترین جاذبه هایی که در پیام های تبلیغاتی مورد استفاده قرار می گیرد عبارتند از:
 
جاذبه منطقی
در جاذبه منطقی به طور مشخص و صریح مزایای کالا، خود کالا، ویژگی های آن و … عنوان شده و از پرداختن به مسائل و موضوع های حاشیه ای خودداری می شود. پیام هایی که کیفیت، صرفه جویی، فایده و کاربرد کالا را نشان می دهند از جمله پیام هایی است که در آنها از جاذبه های منطقی استفاده شده است.
 
جاذبه خنده و طنز
تبلیغاتی که با محتوای خنده ارائه می شود، در زمره تبلیغاتی است که بهتر از همه شهرت یافته و در بین تبلیغاتی که به نمایش در می آید بیشتر از بقیه به یاد می ماند و در مورد آن صحبت می شود. در بهره گیری از جاذبه خنده و طنز در تهیه آگهی باید باید و نبایدهای را در نظر گرفت؛ از دیدگاه چوین کارشناس تبلیغ بایدها و نبایدهای تبلیغ با جاذبه طنز به شرح زیر است.
 
بایدها:
1- مطالب طنز یا خنده آور باید مرتبط با کالا باشد.
 
2- در اوایل تبلیغ مخاطب را با طنز آشنا کرده و بعد اگر می توانید از آن خارج کنید.
 
3- از طنز یا مطالب خنده آور برای بیان نقاط قوت کالا استفاده کنید.
 
۴- تبلیغ باید ملیح باشد نه مسخره.
 
۵- مطالب طنز یا خنده آور باید ساده و قابل فهم برای همه باشد.
 
۶- پیام خنده و پیام تبلیغ باید یکپارچه باشد.
 
نبایدها:
 
1- در تبلیغ، جک یا لطیفه تعریف نکنید چون خیلی سریع بی مزه می شود.
 
۲- هیچ گاه کالا را به تمسخر و خنده نگیرید.
 
۳- از پایان بندی هایی که موجب تعجب مخاطب می شود، پرهیز کنید چون این اتفاق فقط یک بار شیرین است و دفعات بعد برای مخاطب برای ماجرا معلوم می شود.
 
۴- مطلب طنز یا خنده آور نباید چندان سخت باشد که مخاطب نتواند به راحتی آن را درک کند.
 
۵- مطلب طنز یا خنده آور نباید کالا را تحت الشعاع قرار دهد.
 
 6- هر کجا که نمی دانید باید از چه جاذبه یا تیزری استفاده کنید، سریع سراغ تبلیغ طنزآلود و خنده آور نروید.
 
جاذبه ترس
بازاریابان برخی مواقع، در پیام های تبلیغاتی از جاذبه ترس استفاده می کنند تا از این طریق در مخاطبان نگرانی به وجود آورند و آنها را تحریک به انجام یا عدم انجام کاری کنند. امروزه مطالعات نشان داده است که پیام های ترس آور می تواند اثربخش باشد مشروط بر اینکه کارشناس تبلیغ بداند ترس چگونه عمل می کند. کارشناس تبلیغ قبل از استفاده از تبلیغ با جاذبه ترس باید از نحوه عمل این نوع تبلیغ، میزان استفاده از آن و واکنش های متفاوت مخاطبان نسبت به آن اطلاع حاصل کند. همچنین در تبلیغ با محتوای ترس هنگامی که در پیام، توصیه های خاص یا اقدام های ویژه ای برای فرد ارائه می شود به بهترین نحو تأثیر می گذارد.
 
برای اینکه تبلیغ با محتوای ترس، اثربخش شود، پیام تبلیغ باید یک یا چند مورد از انواع اطلاعات زیر را در برگیرد. این اطلاعات به قرار زیر است.
 
1- دستورالعمل و توصیه های خاص در خصوص اینکه چگونه باید با موضوع ترس آور روبه رو شده یا آن را کاهش داد.
 
2- عنوان شود که چگونه رعایت اصول مزبور مشکل را حل خواهد کرد.
 
3- از ارائه پیام های به شدت ترس آور خودداری شود زیرا ترس بالا در مخاطب نتیجه منفی مغایر با آنچه مورد نظرارائه کننده پیام است می گذارد.
 
4- به مخاطبانی که از سطح آگاهی اندکی برخوردارند یا عزت نفس کمی دارند، نباید پیام های بسیار رعب آور ارائه شود.
 
5- مشکل باید به سرعت در تبلیغ حل شود تا نگرانی مخاطب سریع کاهش یابد.
 
جاذبه اخلاقی
این نوع جاذبه بر تشخیص مخاطبان درباره درست یا غلط بودن چیزی تکیه می کند. از جاذبه اخلاقی وقتی استفاده می شود که هدف، وادار کردن مردم به حمایت و طرفداری از پاره ای از مسائل اجتماعی است.
 
سوابق گروه: ارایه بیش از 400 ساعت مشاوره تخصصی به سازمان ها و برندهای معتبر،اجرای بیش از ده ها پروژه تحقیقات بازار، برندسازی، رفتار مصرف کننده، کلوپ مشتریان، crm، مهندسی فروش و بازاریابی، کمپین تبلیغات، برنامه های ارتباطات بازاریابیIMC و روابط عمومی، دپارتمان بازاریابی و فروش، برنامه بازاریابی، مشاوره فروش، مشاوره راهکارهای افزایش فروش، مشاوره مهندسی فروش، تشکیل دپارتمان فروش و بازاریابی اجرای پروژه های مهندسی فروش، راه اندازی و استقرار فروش و بازاریابی مویرگی، راه اندازی و استقرار فروشگاه، اجرای پروژه های چیدمان فروش، تربیت فروشنده و ویزیتور، استخدام فروشنده و بازاریاب، راه اندازی پخش و توزیع مویرگی، استقرار نرم افزارهای فروش، مشاوره نرم افزار و سخت افزار فروش، فروش انلاین، مشاوره فروشگاه مجازی، مشاوره ارتقای فروش، مشاوره ترفیع فروش، اجرای جشنواره های فروش، تدوین شرح وظایف سطوح مدیریتی و مهندسی فروش، پیاده سازی و بهینه سازی سیستم های جامع مدیریت فروش و بازاریابی در سازمان، طراحی تدوین و استقرار فرآیندهای فروش، تدوین سیاست ها و استراتژی های فروش سازمان با هماهنگی مدیران، بررسی و آنالیز روانشناسی خرید و روان شناسی فروش، تحقیقات رفتار مصرف کنندگان، اجرای جشنواره های فروش و بازاریابی، آنالیز دلایل شکست روشهای اجرایی در جذب مشتریان جدید، بهبود سطح حفظ مشتری جهت افزایش فروش و ایجاد جریان درآمد اضافی، ایجاد واحد crm اثربخش و اجرایی در شرکت و سازمان ، شناسایی نیازهای مشتریان و جلب اعتماد آنها برای خرید، آموزش تیم فروش در جهت بهبود عملکرد، تکنیک های رفتار شناسی و رفتارسنجی مشتریان در فروش، طبقه بندی انواع مشتریان و تکنیک های فروش به آنها، طراحی و نظارت بر چرخه عملیات فروش، طراحی عملیات ستادی فروش، اجرای مناسب ترین و ساده ترین روشهای فروش و بازاریابی، مشاوره در جهت کاهش هزینه های بازاریابی و فروش.
آموزش اصول و فنون مذاکره، فن بیان و زبان، آموزش برندسازی، روش های برندسازی، مدیریت، بازاریابی و فروش.
مشاوره پرسنال برندینگ پزشکان، آموزش، آموزش ارزش گذاری برند، آموزش بهترین شیوه ارائه خدمات به مشتری، آموزش تکنیک‌های خلاقیت، آموزش تکنیک‌های فروش حرفه‌ای، آموزش روش ابداع اختراع، مشاوره منابع انسانی، آموزش فروشندگی حرفه‌ای، مشاوره مهندسی فروش، آموزش مدیریت، آموزش مدیریت برند، آموزش مذاکره، آموزش مذاکره فروش، مشاوره مالی و بودجه بندی، تهیه سند بودجه، اخذ نمایندگی انحصاری، دریافت نمایندگی انحصاری برندهای معتبر اروپا و آمریکا، ارزیابی عملکرد کارکنان، انتخاب نام برند، اندازه‌گیری ارزش نام برند، مشاوره فروش، بازاریابی کالا و خدمات، برنامه بازاریابی، پیاده سازی CRM در فروش، مشاوره مدیریت، تبلیغات آنلاین تحت وب، بازاریابی و فروش تبلیغات، تبلیغات محیطی، تجاری سازی خلاقیت و نوآوری، تست شخصیت، تهیه سند بودجه، تهیه شاخصهای عملکردی و کارت امتیازی متوازن، مشاوره سرمایه‌گذاری جریان مالی ریسک و اداره عدم قطعیت سرمایه‌گذاری مالی اعتباری، آموزش اصول و فنون و تکنیک های مذاکره، سند بازاریابی، سیستم مدیریت ارتباط با مشتری، طراحی استراتژی، طراحی خدمات جدید، مشاوره مدیریت، خلاقیت و نوآوری، طراحی فرایند فروش، طراحی کمپین تبلیغاتی، طراحی لوگو/علامت تجاری، مشاوره برندینگ فردی (برند شخص)، طرح توجیهی، قرارداد بین المللی، مارکتینگ پلن، مشاوره تبلیغات محصولات و خدمات، مشاوره و آموزش خدمت به مشتری، مدرس بازاریابی، مدیریت اسناد و مدارک مالی، مشاوره مدیریت استراتژیک، مدیریت بازاریابی، مشاور بازاریابی، مشاور فروش، مشاوره BSC، مشاوره بازاریابی، مشاوره برندسازی، مشاوره برندینگ، مشاوره ریسک تجاری، مشاوره طرح کسب و کار، تجاری مشاوره مدیریت فروش، مشاوره و آموزش هنرمندان، هویت برند، CI GUIDE، مشاوره برندینگ وکلا، مشاوره تعیین ارزش برند. اجرای پروژه های QS ، بازاریابی، مدیریت و مهندسی فروش، برندینگ و تبلیغات، باشگاه مشتریان و CRM، دپارتمان بازاریابی، توزیع و پخش و فروش مویرگی، اجرای جشنواره های فروش، پیاده سازی سیستم های جامع مدیریت فروش و بازاریابی، استقرار فرآیند های فروش، تدوین سیاست ها و استراتژی های فروش، اجرای ساده ترین و مناسب ترین روش های فروش و بازاریابی در جهت ارتقا فروش و رضایت مشتری، بهبود عملکرد تیم فروش و بازاریابی، ایجاد واحد CRM، استخدام و بکارگیری منابع انسانی مناسب و اثر بخش با متدهای روز دنیا و آموزش و استقرار آنها در سازمان،تحقیقات بازار و بازاریابی، بازارشناسی و بازارسنجی، منابع انسانی، رفتار مصرف کننده، بررسی و آنالیز روانشناسی خرید و روانشناسی فروش،مشاوره در حوزه های مدیریت، QS، بازاریابی، فروش، تبلیغات و ارتباطات، راهکارهای افزایش فروش.

چگونه نتیجه و اثربخشی تبلیغات را اندازه گیری کنیم؟

چگونه نتیجه و اثربخشی تبلیغات را اندازه گیری کنیم؟

 

گاهی اوقات تبلیغات ضعیف باعث رکود و شکست دربازاریابی و به تبع آن در تولید می گردد. مطالب و تجربیات متعددی در مورد تبلیغات ضعیف وجود دارد که به برخی از آن ها می پردازیم.

هر روزه پیرامون زندگی مان شاهد تبلیغات بسیاری هستیم. رادیو، تلویزیون، بیلبورد، سایت، روزنامه و…; اما آیا همه این تبلیغات منتج به فروش می شوند؟ تحقیقات ثابت کرده درصد بالایی از این تبلیغات نه تنها تاثیری در افزایش حجم فروش نداشته بلکه گاهی باعث کاهش فروش هم می گردد.

تبلیغات اشتباه می تواند منجر به کاهش حجم فروش یک محصول یا خدمت گردد.

یک شرکت خودروسازی، یک سری آگهی را به طور منظم در یک مجله به چاپ رساند. در انتهای دوره، کسانی که آگهی مذکور را ندیده بودند نسبت به کسانی که دیده بودند، خودروهای بیش تری خریداری کردند.

یک مثال دیگر؛ استفاده از یک نوشیدنی در میان افرادی که آگهی آن را به یاد داشتند، کم تر از افرادی بود که آن را فراموش کرده بودند. تولید کننده نوشابه میلیون ها تومان صرف انجام تبلیغاتی کرده بود که باعث فروش نرفتن آن می شده است!

برخی از محققان حوزه تبلیغات بر این نکته واقف هستند که فقط مساله این است که نمی دانند کدام تبلیغات باعث فروش می گردد و با انجام کدام تبلیغات، پول خود را در آب ریخته اند. طبق تحقیقات انجام شده بر روی ۷۸ برند، مشخص شد که در بیش از ۷۰ درصد تبلیغات ارائه شده تاثیر کوتاه مدت بر فروش داشته اند. از این میان ۳۰ درصد تاثیر بلند مدت داشته اند.

از طرفی نیز اگر به هزینه تبلیغات مانند هزینه های دیگری چون آب، برق، گاز و… می نگرید، سخت در اشتباهید. تبلیغات خود یک سرمایه گذاری است که باید برگشت داشته باشد، بنابراین در زمان ها و مکان هایی که مخاطب ندارید، تبلیغ نکنید.

اگر می خواهید تبلیغ شما تأثیر داشته باشد باید دیده شود و اگر می خواهید مردم تبلیغ شما را ببینند باید توجه آنها را جلب کنید. به کمک الگوی M5  این اتفاق می افتد. مراحل انجام تبلیغات عبارتست از پنج گام.

  • گام اول باید هدف از انجام تبلیغ را مشخص نمایید.
  • گام دوم باید بودجه بندی کنید. بودجه تبلیغات می تواند رسانه ما را مشخص کند.
  • گام سوم پیام تبلیغ می باشد
  •  در گام چهارم به موازات آن رسانه ای است که قصد استفاده از آن را دارید.
  • در مرحله نهایی باید ارزیابی داشته باشید.

اندازه گیری اثربخشی تبلیغات بسیار حایز اهمیت است. برای اندازه گیری تبلیغات باید ببنید که آیا پیامی که شما قصد انتقال آن را داشتید، به درستی منتقل شده است یا خیر و اینکه آیا پیام به درستی انتخاب شده است ؟

اگر گام نهایی را حدف کنید در واقع یک مجموعه فعالیت بی نتیجه صورت داده اید. پیشنهاد مشاوران پارک بازاریابی ایران به مدیران شرکت ها این است باید برای غلبه نمودن بر رقبا، در ابتدا به خودمان حمله کنیم!

این موضوع را کمی تشریح می کنیم؛ بدین معنا که هر فعالیتی انجام می دهید نتیجه آن را بسنجید. برای آنکه بتوانیم یک سلسله تبلیغات (کمپین تبلیغات یا برنامه جامع تبلیغات) اثربخش داشته باشید باید اصولی به شرح ذیل در این تبلیغات مد نظر قرار گیرد.

۱- اصل سادگی Simplicity Principle: تبلیغ باید به راحتی توسط مخاطبان درک گردد. تبلیغات یک فرایند ارتباطی و دو طرفه است. شما پیامی را در تبلیغ خود ارائه می کنید، مخاطب باید آن را آن گونه در ذهن شماست، درک کند. به اعتقاد محققین پارک بازاریابی ایران، در مورد برخی محصولات و برخی رسانه ها، اگر اطلاعات زیادی برای مخاطب ارسال گردد، مخاطب به گونه ای عکس العمل نشان می دهد که در مقابل چیزیست که ما انتظار داریم. به عنوان مثال شرکت های وب در تبلیغات بیلبوردی خود تمامی افتخارات سازمان خود را برای مخاطب گفته است و طبیعتا آن پیام نمی تواند برروی مخاطب اثرگذار باشد. اگر شما در یک آگهی روزنامه به خاطر هزینه ای که صرف کرده اید، همه فضا را پرکنید، پیام اصلی منتقل نخواهد شد.

در تحقیقات معتبر ثابت شده است که تعداد قطع های اطلاعاتی (Chunk Of Information) باید بین ۵ تا ۷ قطع اطلاعاتی داشته باشد. این موضوع توسط محققین پارک بازاریابی ایران در سال ۱۳۸۹ در میان مصرف کنندگان ایرانی بررسی گردید. در حالت بهینه تعداد قطع های اطلاعاتی در برای مخاطبین ایرانی ۵ قطع می باشد. اما در برخی از بیلبوردهای بزرگراه ها دیده می شود که تمامی بیلبورد را پر از متن نموده اند. خودرویی که با سرعت ۸۰ تا ۱۰۰ کیلومتر در ساعت در بزرگراه های شرق به غرب در حال حرکت است با خواندن کامل آن پیام قطعاً تصادف می کند.

۲- اصل تمایز Differentiation Principle: هرگز در تبلیغات از دیگران تبعیت نکنید. برخی مدیران ایرانی منتظرند که رسانه یا پیامی توسط یکی از رقبا ارائه گردد تا آن ها هم پس از او، این تبلیغ را عرضه کنند. در تبلیغات همیشه حرکتی متمایز با حرکت رقیب انجام دهید. به تبلیغات بانک کشاورزی در سال ۱۳۹۰ این موضوع دیده شد. بدین معنا که بانک کشاورزی با تمرکز بر روی بازاریابی سبز و حمایت از محیط زیست، خود را از بقیه موسسات مالی و اعتباری و بانک ها جدا نمود.

بگذارید چند مثال ساده بزنیم. شما می دانید که بلندترین قله ایران دماوند است ولی دومین را نمی دانیم. شما اولین موشکی که به فضا پرتاب شد را می شناسید (آپولو) ولی دومی را خیر! همیشه اولی ها به دلیل تمایزی که برای خود ایجاد کرده، شناخته شده است. اگر رقیبتان در یک چیز تمایز ایجاد نموده است، شما می توانید در طبقه دیگری برای خود تمایز ایجاد کنید. این تمایز در همه ابعاد تبلیغات از قبیل پیام، رسانه و … می تواند جایگاه سازی شود.

۳- اصل خلاقیت Creativity Principle: خلاقیت یا نوآوری عبارتست از ایجاد آنچه در گذشته وجود نداشته است. خلاقیت همان قدرت ایجاد تفکرات و نوآوری های جدید است. برای اینکه تمایز ایجاد کنیم باید خلاقیت داشته باشیم. اگر خلاقیت و نوآوری داشته باشید، می توانیم تمایز ایجاد نمایید. اگر شما تولید کننده هستید باید از شرکت مشاوره بخواهید که خط تولید، روش تولید و محصول شما را ببیند. شرکت تبلیغاتی باید محصول و خط تولید محصول شما را بشناسد پس باید زمینه مهندسی مکانیک یا مهندسی صنایع داشته باشد. خلاقیت در تبلیغات باید معطوف به هدف باشد و از نظر مشتری یک ارزش تلقی گردد.

۴- اصل سینرژی Synergy Principle ابزارهای تبلیغاتی شرکت باید یکپارچگی داشته باشد. شما باید تبلیغات خود را در زمان های مشخص تغییر دهید، ولی این تغییرات باید یکپارچه باشند. تنوع باید به گونه ای طراحی گردد که مخاطب توانایی ایجاد ارتباط تبلیغات را به هم داشته باشند. برخی عناصر باید ثابت نگه داشته شود. هدف از انجام این کار این است که مخاطب بتواند به راحتی تبلیغات را دنبال کند. در بازاریابی ابزارهای مختلفی برای تبلیغ داریم. همه این ابزارها باید یکپارچه با یکدیگر برنامه ریزی و اجرا گردد.

در نظر داشته باشید که هیچ شرکت حقیقی یا حقوقی امکان این را ندارد که بتواند بگوید که اگر یک بیلبورد نصب گردد، چه قدر درآمد به صورت مستقیم و غیر مستقیم (در قالب سود حسابداری) برای شرکت در پی خواهد داشت. ولی همان گونه که در ابتدا گفته شد باید تبلیغ به صورت درست و با در نظر گرفتن اصول تبلیغات اتخاذ گردد.

هفت راز تبلیغات

هفت راز تبلیغات

سلام، پیچیدگی های فرآیند های تبلیغاتی و اکثرا گران به نظر رسیدن روش های تبلیغاتی باعث شده تا خیلی از کسب و کارهای واقعی به اتمام رساندن مرحله پایانی بازاریابی را رها کنند، در این مقاله کوتاه و مفید قصد داریم تا از چند نکته کلیدی و مهم در اجرای امور تبلیغاتی برای سازمان های خصوصی، نوپا و سایز متوسط صحبت کنیم. امروزه به واقع اجرای صحیح برنامه های تبلیغاتی می تواند کمک های ویژه ای را در بهبود فضای رقابتی سبب شود.

مانند شرکت های بزرگ تبلیغات نکنید:

هدف شرکت ها و سازمانهای بزرگ از انجام تبلیغات، اشاعه نام تجاری، و ایجاد شناخت، برای آینده است. اما کسب و کارهای کوچک، توان مالی انجام تبلیغات وسیع را ندارند.
در عوض، تبلیغاتتان را طوری طراحی کنید که فروش در زمان حال اثر بگذارد. یک روش برای اینکار، آنست که همواره در تبلیغات خود، پیشنهادهای تجاری به نفع مشتریانتان ارائه کنید. این یک راه مناسب برای جلب نظر مشتریان بالقوه است.

نسخه ارزانتری ارائه کنید:

برخی از افرادی که می توانند مشتری شما شوند، ممکن است نخواهند به اندازه ای که شما برای ارائه خدمات و یا فروش محصولاتتان در نظر دارید، مبلغی به شما پرداخت کنند. افرادی هم هستند که بیشتر از اینکه کیفیت برتر برایشان مهم باشد، قیمت کمتر، برایشان اهمیت دارد. برای اینکه این تعداد از مشتریان را از دست ندهید، می توانید نسخه ای کوچکتر و محدودتر از خدمات و یا محصولاتتان را با قیمت کمتری ارائه نمایید.

نسخه ای برتر ارائه کنید:

قانون بالا برای همه مشتریان صدق نمی کند. همه ی مشتریان دنبال قیمت های کمتر نیستند. بسیاری حاضرند قیمت بیشتری بپردازند تا محصول و یا خدمت برتری نسبت به دیگران از شما خریداری کنند. شما با ارائه نسخه ای برتر از خدمات و یا محصولات خود می توانید توجه این مشتریان را به خود جلب نمایید و در نتیجه، میزان متوسط درآمد خود را افزایش دهید. یک روش دیگر هم این است که تعدادی از محصولات و خدمات متفاوت خود را به هم ترکیب نمایید و به عنوان یک محصول ویژه با قیمت بالاتری ارائه نمایید.

به دنبال راه های غیرمتعارف در بازاریابی و تبلیغات باشید:

در جستجوی روش هایی برای تبلیغات و بازاریابی باشید که رقبای شما ممکن است از قلم انداخته باشند و یا دست کم گرفته باشند. با کمی خوشفکری، همواره نکات و راه هایی ممکن است بیابید که بدور از ایجاد رقابت، درآمدتان را افزایش دهید. برای مثال تبلیغات تان را بر روی کارتهای تبریک و کارت پستال چاپ کنید و در موقعیت های مختلف؛ برای مشتریان هدف خود، ارسال نمایید. همین ایده ساده می تواند توجه و ترافیک زیادی را به سمت وب سایت شما که در آن محصولات و خدماتتان معرفی شده اند، ایجاد نماید.

تبلیغاتتان را محدود کنید:

سایز تبلیغاتتان را کوچک کنید طوری که بتوانید تبلیغات بیشتری انجام دهید. تجربه نشان داده است که برخی از تبلیغات کوچک، بازده بیشتری به نسبت تبلیغات بزرگتر، داشته اند.

با کسب و کارهای همکار، تبلیغات اشتراکی کنید:

با کسب و کارهای کوچک دیگرکه رقیبتان نیستند همکاری نمایید و پیشنهاد دهید که تبلیغات برای محصولات و خدماتتان، را با هم انجام دهید و هزینه ها را تقسیم نمایید. یا اینکه شما محصولات آنان را در کنار محصولات خود معرفی نمایید و آنان نیز این کار را برای محصولات و خدمات شما انجام دهند. تجربه نشان داده است که این روش، با هزینه ای کم، فروش زیادی را برای شرکت ها و کسب و کارهای همکار ایجاد کرده است.

از مشتریانتان استفاده نمایید:

از انجاییکه مشتریانتان در صورتیکه از محصول یا خدمات شما راضی باشند، به شما و کیفیت کار شما اعتماد دارند، بهتر است برای جلب مشتریان بیشتری، به آنها تکیه کنید تا غریبه ها. برای ترغیب مشتریان فعلی تان به افرادی که به صورت خواسته یا ناخواسته برای شما تبلیغات کنند، می توانید امکانات و روش های کاری ویژه ای برای آنان ایجاد نمایید. مانند تخفیف های ویژه ادامه کار با آنان. روش دیگر می تواند این باشد که محصولات و یا خدمات جدیدتان را پیش از اینکه اعلان عمومی نمایید، به آنان معرفی نمایید.

نگارش تبلیغاتی که مصرف‌کننده را برمی‌انگیزد

نگارش تبلیغاتی که مصرف‌کننده را برمی‌انگیزد

  احتمالا شنیده‌اید که مصرف‌کنندگان نوشته تبلیغاتی را نمی‌خوانند، اما حالا وقت آن رسیده است که با حقیقت روبه‌رو شویم. در واقع، تنها 10 درصد خوانندگان مجله‌ها، به نوشته‌های تبلیغاتی توجه می‌کنند.شاید فکر کنید که این 10 درصد، ارزش این همه زحمت را ندارد، اما اشتباه می‌کنید. در بیشتر مواقع، این گروه کوچک می‌توانند مشتریان بالقوه‌ای باشند که می‌خواهند هرچه بیشتر در مورد محصول شما بدانند، پیش از آنکه تصمیمی بگیرند. نوشته شما باید به گونه‌ای باشد که آنها را متقاعد سازد که محصول شما را بخرند و نه کالای رقیب را.کلمه‌ها هستند که تفاوت‌ها را خلق می‌کنند. «کلمات» می‌توانند شما را بخندانند، بگریانند و وادار به خرید کنند. طراحانی که فکر می‌کنند واژه‌ها یکی دیگر از عوامل طراحی‌اند، از این نکته غافل مانده‌اند. نوشتن تبلیغات موثر به زمان نیاز دارد. نوشتن، هنر دشواری است و قانون‌های ویژه، سخت، محکم اما ساده‌ای برای نوشته تبلیغاتی وجود دارد.کلماتی که با مهارت توسط یک نویسنده تبلیغاتی ماهر نوشته می‌شوند، مصرف کننده را برانگیخته و وادار به خرید می‌کنند. به‌طور کلی، هرچه کمتر حرف بزنید، شنوندگان کلمات را بهتر به خاطر می‌سپارند.

بیست قانون نوشتن تبلیغات موثر
حاشیه نروید: به‌طور مستقیم به ویژگی‌های خود اشاره کنید. هر کلمه غیرضروری را حذف کنید. هر چقدر تعداد واژه‌هایتان بیشتر باشد، خوانندگان کمتری آن را خواهند خواند.
برای تاثیر هر چه بیشتر تبلیغات، اصل پیام را در بدو امر اعلام کنید: پاراگراف اول را هرچه قوی‌تر و موثرتر بسازید. امتیازاتی را پیشنهاد کنید. پس از نوشتن نخستین پاراگراف، به توصیف مزایای اصلی محصولتان بپردازید. به خواننده آنچه را که باید در مورد محصولتان بداند، توضیح دهید و آن را پیوسته تکرار کنید.
صریح باشید: اگر شما از زبان ساده استفاده نکنید، افراد عادی قادر به درک آن نخواهند بود. یک پیام ساده و صریح به شما فرصت می‌دهد که با مخاطبان بالقوه خود به‌گونه‌ای مستقیم حرف بزنید.
با مخاطب خود مستقیم صحبت کنید: برخی نویسندگان تبلیغات بر این تصور هستند که با توده بی‌جان در ارتباطند. این روش خوبی نیست خواننده را در ذهن خود به‌خاطر آورید. با مخاطب خود حرف بزنید و به او گوش دهید. با مخاطبان خود درست همانند مردمی که هر روز با آنها روبه‌رو می‌شوید، رفتار کنید.
از زمان حال استفاده کنید: زمان حال به شما اجازه می‌دهد که نظر خود را در نوشته‌تان ابراز کرده و بگویید که اکنون چه چیزی اتفاق می‌افتد و شما چه باید بکنید. همچنین می‌تواند در بیان رویدادی که در آینده رخ خواهد داد و شما اطمینان کامل به حضور این رویداد دارید، استفاده شود.
از منطق و احساس استفاده کنید: آگهی شما نه‌تنها خواننده را در مورد یک امتیاز خاص مطلع می‌سازد، بلکه می‌تواند دارای یک امتیاز عاطفی نیز باشد. نوشته‌های تبلیغاتی منطقی نیز می‌توانند بسیار موثر واقع شوند. البته مشاهداتی نیز در خصوص تمایل کمتر خوانندگان عادی به خوانندن پیام‌های منطقی وجود دارد.
پاراگراف خود را کوتاه و جذاب بسازید: یک موسسه آمارگیری مطرح در این مورد نظر قطعی خود را اعلام کرده است: «هر چقدر پاراگراف‌هایتان طولانی‌تر باشند، افراد کمتری آن را خواهند خواند».
از کلمات کوتاه و متداول استفاده کنید: پژوهش‌ها نشان داده‌اند که کلمات کوتاه بر واژه‌های بلند برتری دارند. به همین ترتیب کلمات متداول بسیار موثرتر از واژه‌های مبهم‌اند. کلمات کوتاه و متداول به خوبی و به سرعت فهمیده می‌شوند و بهتر در ذهن باقی می‌مانند.
مثبت باشید: اگر شما ناچارید که از یک جمله منفی استفاده کنید، با خط کشیدن در زیر فعل منفی یا استفاده از حروف چاپی درشت‌تر، توجه خواننده را به آن جلب کنید.
توجه به ساختار فاعل، فعل و مفعول: اگر به راستی می‌خواهید پیامتان فهمیده شود – و بنابراین بهتر به خاطر سپرده شود – کلمات کلیدی را برای آخر جمله نگه دارید. افراد معمولا کلمه‌های شروع یک جمله را کمتر از آنهایی که در آخر جمله می‌آیند، فراموش می‌کنند.
رابطه علت و معلول را مورد ملاحظه قرار دهید: معمولا یک جمله کامل زمانی خوب به خاطر سپرده می‌شود که با عبارت‌هایی همچون: به این دلیل، در نتیجه، کاملا روشن است که، زیرا، در هر صورت، شروع می‌شود.
از ستاره یا سه نقطه به اندازه استفاده کنید: استفاده افراطی از این علائم، معمولا جریان فکری را مسدود ساخته و برای خواننده خسته‌کننده است.
از کاربرد افراطی علامت تعجب اجتناب کنید: علامت تعجب معمولا برای نویسندگانی که شیوه نگارششان فاقد احساس است، یک پناهگاه محسوب می‌شود.
نام محصولتان را تکرار کنید: تکرار نام محصول در آگهی، تا آنجا که مقدور باشد، بسیار موثر است.
از بیان بدیهیات اجتناب کنید: از بیان عبارت‌های کلیشه‌ای همچون «بهترین»، «شماره یک»، «مطلوب همگان»، «ارزان‌ترین»، «موثرترین »، «مورد اعتمادترین»، «محکم‌ترین»، «غیرقابل‌رقابت‌ترین» و «منحصربه‌فرد» اجتناب کنید.مصرف‌کنندگان دیگر مثل گذشته ساده لوح نیستند. آنان می‌‌دانند چه می‌خواهند و می‌دانند در کجا معامله خوبی داشته باشند. آنان دیگر با جمله‌های سنتی و قدیمی گول نمی‌خورند.
خودتان را اصلا وارد تبلیغاتتان نکنید: از عبارت‌هایی مانند «محصول مرا بخرید» و «از تقلید بر حذر باشید» اجتناب کنید، مصرف‌کننده احتمالا با این‌گونه توصیه‌ها موافق باشد، اما اگر احساس کند که به پول او علاقه‌مندند و نه منافعش از شما سلب اعتماد می‌کند.
صمیمی باشد: براساس اظهارات «جیمز دی»، افرادی که گرم و صمیمی هستند، قدرت بیشتری در نگارش تبلیغات موفق دارند.
در هر 25 سطر، از یک زیر عنوان استفاده کنید: زیر عنوان موثر، خواننده را علاقه‌مند نگه می‌دارد و به او فرصت می‌دهد که عصاره پیامتان را دریافت کند، بدون آنکه آگهی را از اول تا آخر بخواند.

نتیجه را اعلام کنید: پیامی که دارای نتیجه‌گیری روشن باشد، دوبرابر آنهایی که فاقد نتیجه‌گیری‌اند، موثر واقع می‌شود.

تفاوت بازاریابی و تبلیغات چیست؟

تفاوت بازاریابی و تبلیغات چیست؟

 

افراد زیادی هستند که بازاریابی و تبلیغات را جدا از هم نمیدانند و از هر دو کلمه به یک منظور استفاده میکنند. با این که هر دو با اهمیت و اساسی هستند و تاثیر بالایی بر موفقیت تجارت شما دارند ولی مفاهیم متفاوتی از یکدیگر دارند. شناخت صحیح تفاوت بازاریابی و تبلیغات و بکارگیری صحیح هرکدام بر پیشرفت شما تاثیر گذار خواهد بود.
در ابتدا اجازه دهید تا هریک را بصورت مجزا تعریف کنیم و پس از آن به بررسی تفاوت تبلیغات و بازاریابی بپردازیم.

 

تبلیغات چیست؟

 

معرفی و نمایش خدمات یا محصولات شرکت شما به مشتریان کنونی و بالقوه؛ با پرداخت پول و از طریق شرکتها و فرصتهای جانبی مانند سایتهای اینترنتی و بیلبورد را تبلیغات می نامیم. (Advertising)

 

بازاریابی چیست؟

 

مجموعه فعالیت های شما برای آموزش و تشویق افراد به انتخاب خدمات یا محصولات شما در میان رقبا را بازاریابی می نامیم. بازاریابی در واقع شامل بخش هایی کوچکتر مانند نحوه تبلیغات، شناخت مشتریان، پشتیبانی خدمات و محصولات و جذب رضایت مشتریان برای تشویق به همکاری مجدد با شما می شود. مجموعه این فعالیت ها شما را در جذب مشتریان جدید و حفظ مشتریان قدیمی یاری خواهد کرد. (Marketing)

 


تبیلغات و بازاریابی بعنوان دو مفهوم مجزا ولی در تعامل

 

تبلیغات مهمتر است یا بازاریابی؟

 

پس از تعریف و شناخت هر یک از  این دو مفهوم، درک بهتری نسبت به تفاوت آنها خواهیم داشت، تبلیغات در عمل بعنوان بخشی از فرآیند بازاریابی عمل می کند و مستقل از آن نخواهد بود. وظیفه تبلیغات معرفی قسمت مشخصی از خدمات شما بوده و به معنی تعیین استراتژی های لازم برای نحوه، زمان و مکان معرفی محصولات است.
برای مثال تعیین نحوه تبلیغات شما در میان گزینه هایی مانند روزنامه ها، سایتهای اینترنتی، ایمیل مارکتینگ، تبلیغات محیطی، رادیو و تلویزیون برعهده بخش بازاریابی بوده و برنامه ریزی زمان نمایش و محل قرار گرفتن این تبلیغات را نیز شامل میشود. تبلیغات پرهزینه ترین بخش در بازاریابی است و به همین دلیل از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
فرض کنید که بازاریابی یا همان مارکتینگ را بعنوان یک کیک در نظر بگیریم، در اینصورت این کیک از برشهایی تشکیل شده است که شامل موارد زیر است:

 

  • شناخت بازار
  • شناسایی مشتریان هدف
  • تعیین استراتژی فروش
  • خدمات پشتیبانی
  • ارتباطات کاری
  • قیمت گذاری محصولات و خدمات
  • تبلیغات
  • و …

 

تبلیغات نیز یک برش از این کیک بوده و نقش مهمی در موفقیت شما دارد، ولی برای دست یابی به بیشترین بازدهی هماهنگی کافی بین آن و سایر بخش های بازاریابی لازم است. فرآیند بازاریابی نیازمند صرف زمان و هزینه بوده و میزان بازدهی آن در بلند مدت قابل اندازه گیری است.

 

تفاوت بازاریابی سنتی با بازاریابی اینترنتی

 

بازاریابی سنتی معمولا بر روی روش های برونگرا (Outbound Marketing) و ایجاد وقفه در زندگی روزانه افراد متمرکز بوده و از کانال هایی مانند:

 

  • تبلیغات در رادیو و تلویزیون
  • بلیبورد تبلیغاتی
  • تبلیغات در مترو
  • تبلیغات در روزنامه، مجله و …

 

استفاده می کند. کارایی این روش ها به دلیل حجم بالای تبلیغات و بی حوصلگی مردم از این بمباران اطلاعاتی، روز به روز در حال کاهش است.

 

در مقابل بازاریابی اینترنتی قرار دارد که بیشتر مبتنی بر روش های درونگرا یا جاذبه ای (Inbound Marketing) بوده و از کانال هایی مانند:

 

  • سایت و وبلاگ
  • موتورهای جستجو (مانند گوگل)
  • شبکه های اجتماعی (مانند اینستاگرام، تلگرام، لینکدین و …)
  • تبلیغات بنری و کلیکی
  • ایمیل مارکتینگ
  • و …

 

 استفاده می کند. مزیت بزرگ روش های بازاریابی اینترنتی اندازه گیری میزان اثربخشی آن به طور دقیق است. در واقع به دلیل وجود ابزارهای آمارگیری پیشرفته ای مانند گوگل آنالیتیکز و نرم افزارهای اتوماسیون بازاریابی، می توان یک مشتری را از بدو ورود به سایت و پیمودن مراحل مختلف تا انجام خرید نهایی ردیابی کرده و بهترین کانال ها را برای جذب مشتری شناسایی و توسعه داد.

 

یکی از کلیدی ترین کانال های جذب بازدید کننده و ترافیک به سایت و افزایش فروش شرکت، بازاریابی از طریق موتورهای جستجو اینترنتی مانند گوگل است. به گونه ای که وقتی فردی کلمات کلیدی مرتبط با کسب و کار شما را در گوگل جستجو می کند، آدرس سایت شما در صدر نتایج ظاهر شود و با کلیک بر روی آن وارد سایت شما شده و با محصولات و خدماتتان آشنا شود.

برای این کار می بایست سایت خود را سئو یا برای موتورهای جستجو بهینه سازی کنید. سئو اصول و قواعدی دارد که آشنایی شما با آن برای رشد اینترنتی کسب و کارتان بسیار ضروری است.

اصل تبلیغات و بازاریابی برای جذب فوری مشتری

اصل تبلیغات و بازاریابی برای جذب فوری مشتری

تبلیغات و بازاریابی میتواند تاثیر بسیار مهمی در میزان موفقیت و درامد شما داشته باشد که با این اصولی که به شما پیشنهاد میکنیم قطعا مشتری را مجذوب میکند.

تبلیغات و بازاریابی از رموز اصلی موفق شدن در کسب و کار است. در دنیای پرمشغله امروزی جذب مشتری بسیار مهم است. شما هم اگر می خواهید اولین کسی باشید که مردم را جذب می کنید، به شما پیشنهاد می کنیم 7 اصل تبلیغاتی زیر را فراموش نکنید.تبلیغات و بازاریابی

تبلیغات و بازاریابی

فکر می کنید محصولی فوق العاده دارید؟ متاسفانه کسی در این باره نمی داند و هیچ کس هم قرار نیست بداند مگر اینکه خودتان برای این محصول تبلیغ نمایید.

تبلیغات، اگر به گونه ای صحیح و اصولی انجام شود، می تواند تغییر شگرفی در فروش محصولتان ایجاد کند و شما خوب می دانید من چه می گویم:«سود بیشتر و موفقیت بیشتر».

مشتری تان را با اینگونه تبلیغ کردن میخکوب کنید!
مشتریان هرروز با هزاران پیام بازاریابی، علاوه بر پیام شما، بمباران می شوند. این تراکم بالای پیام های ارسالی در حیطه ی بازاریابی باعث می شود که اغلب تلاش ها برای برقراری ارتباط ناکام بماند و به اکثر تبلیغات هیچ توجهی نشود.

از مردم بخواهید 5 مورد از آگهی هایی را که شب پیش از تلویزیون دیده اند، به یادآورند (اگر تلویزیون تماشا کرده باشند، حتماً تبلیغات زیادی دیده اند). به واکنش هایشان دقت کنید. وقتی با درماندگی سعی می کنند به یادآورند که چه چیزهایی باید دیده باشند، نگاهی سردرگم بر چهره شان نقش می بندد.


کمی بعد احتمالاً می گویند:«بله… آن آگهی بامزه که مرده…» و به همین شکل چندین آگهی را به خاطر می آورند. البته اگر مجموعه آگهی های دیشب جالب بوده باشد؛ و از میان این ها شاید نام یک یا دو محصول تبلیغ شده را نیز به یاد داشته باشند؛ اما به ندرت تمام نام ها را به یاد دارند.

اگر همین طور ادامه بدهید و این بار درباره ی تبلیغات چاپی سؤال کنید، مثلاً در مورد مجله، روزنامه، بروشور، یا نامه های الکترونیکی، بسیار احتمال دارد که فهرستتان کاملاً خالی بماند. خیلی ها حتی یک آگهی تبلیغاتی در مجله ای که دیروز خوانده اند را به یاد نمی آورند. مگر آنکه فعالانه آن ها را به پاسخ گویی ترغیب کنید. اگر در مورد تبلیغات رادیو هم بپرسید، با همین مشکل مواجه می شوید.
این فعالیت ساده اهمیت قدرت متوقف کردن را آشکار می کند. تبلیغات شما باید بیشتر از تبلیغات دیگران قدرت متوقف کردن داشته باشد، زیرا حتماً می خواهید افراد بسیار زیادی به محصول شما فکر کنند و آن را در خاطر نگه دارند!

اصول متوقف کردن
بنابر نظر هانلی نوریس، کسی که زمان زیادی را به تعلیم کارکنان «یونگ و روبیکام» برای تهیه تبلیغات بهتر، گذرانده است، با هفت اصل می توانید یک آگهی تبلیغی یا هر ارتباط بازاریابی را به یک متوقف ساز واقعی تبدیل کند. من این هفت اصل را بر اساس تجربه ی خودم تعدیل کرده ام و به فهرست زیر رسیده ام:

1 - تبلیغ باید درون مایه ای ذاتی داشته باشد تا هرکسی را به سوی خود بکشد
همچنین باید افراد زیادی خارج از حیطه مخاطبان مورد نظرش را جلب کند. اگر بچه ها تبلیغی را که هدفش بزرگسالان است دوست دارند و بالعکس، معلوم می شود که در ساخت این تبلیغ از اصل قوی پیروی شده است.

2 - تبلیغ باید مخاطبان را به مشارکت و همکاری وادارد
همچنین باید مردم را به انجام دادن فعالیتی بکشاند، چه آن فعالیت گرفتن یک شماره باشد، چه رفتن به فروشگاه، یا قهقهه زدن و یا صرفاً به فکر چیزی افتادن. یک آگهی، باقدرت متوقف سازی، هرگز اجازه نمی دهد مخاطب نقش منفعلی داشته باشد.

3 - تبلیغ باید واکنشی احساسی برانگیزد
این اصل باید حتماً لحاظ شود، حتی اگر جذابیت شما از نوع عقلانی باشد. تبلیغ همیشه باید دارای نیازهای بنیادی آدمی باشد و احساسات افراد را برانگیزد.

4 - تبلیغ باید کنجکاوی را تحریک کند
مخاطبان باید طالب شوند که بیشتر بدانند. این میل آن ها را متوقف می کند و به بررسی تبلیغ وا می دارد و باعث می شود به دنبال اطلاعات بیشتری باشند.

5 - تبلیغ باید مخاطبان را شگفت زده کند
عنوانی تکان دهنده، تصویری غیرمنتظره، ترفندی غیرعادی در افتتاحیه ی عرضه ی محصولات یا داشتن ویترینی عجیب در فروشگاه همه این قدرت را دارند که مردم را بر جای خود میخ کوب کنند و به شگفت آورند.

6 - تبلیغ باید اطلاعات بدیهی را منتقل کند
به شکلی هرظتنم ریغ ( نکته:سعی کنید این کلمه ی عجیب را برعکس بخوانید). پیچشی خلاقانه یا راهی جدید برای بیان یا دیدن یک چیز باعث می شود که مسئله ای بدیهی به امری غیرمنتظره تبدیل شود. اطلاعات بدیهی یعنی اینکه مارک محصول شما چیست؟ چگونه و برای چه کسانی مفید است؟ اما اگر این کار را به شکلی بدیهی انجام دهید ارتباطی برقرار نمی شود و توجه کسی را جلب نمی کند و مخاطبان تبلیغ شما را نادیده می گیرند.

7- گاهی لازم است تبلیغ از قواعد و شخصیت محصولتان و مقوله ای که در آن می گنجد فراتر رود
محصول باید برجسته باشد. توجه مردم به اموری جلب می شود که خارج از الگوهای رایج باشد (و در بازاریابی هم بی شک الگوهایی وجود دارد). پس یک راه این است که تبلیغی درست کنید که بسیار متمایز از آن چیزی باشد که مشتریان درباره ی مقوله ی محصول شما انتظار دارند.

 

برای مثال اگر شما برای خدمات نظافت ادارات بازاریابی می کنید، حتماً تبلیغات صفحات زرد را بخرید و آگهی هایی تهیه کنید و فهرست قیمت خود و نظر مثبت و رضایت آمیز مراجعه تان را در آن بگنجانید. برای تکمیل این تلاش های معمول بازاریابی، با پست برای مشتریان احتمالی تان اسفنجی بفرستید که یک طرف آن نام و شماره تلفن شما و طرف دیگر آن این پیام نوشته شده باشد:البته اگر هنوز معتقدید که بدون کمک ما باید نظافت کنید، این اسفنج به دردتان می خورد.


برای تبلیغی که داستان داشته باشد و این داستان باعث شگفتی افراد شود، از الگوهای مرسوم تجاوز کند و مسایل بدیهی را به شکلی غیرمنتظره مطرح کند، شما به خلاقیت نیاز دارید. این راز موفقیت شماست و فقط به اتکای خلاقیت است که قدرت متوقف کردن پیدا می کنید.

بازاریابی اخلاقی چگونه توسعه می‌یابد و اجرا می‌شود؟

هیچ‌وقت نمی‌توانیم برای این پرسش یک پاسخ قانع‌کننده پیدا کنیم که روش اخلاقی برای فروش یک جنس، کالا یا خدمات چیست؟، اما در سال‌های اخیر این موضوع به یک بحث داغ و چالشی تبدیل شده است. بر اساس مطالعات، سود شرکت‌ها در سال ۲۰۱۱ به بالاترین سطح خود رسید، درحالی‌که در همین بازه‌ی زمانی شاهد بحران اقتصادی در اکثر کشورهای توسعه‌یافته بودیم. در همین راستا بسیاری از شرکت‌های بزرگ اقتصادی در دنیا که از روش‌های بازاریابی اخلاقی استفاده نمی‌کردند با بحران مواجه شدند. اختلافات گسترده بین شرکت‌ها و مشتریان آنها موجب شد تا تمایل به استفاده از روش‌های کسب‌وکار اخلاقی بیشتر و این موضوع دوباره در مباحث مربوط به بازاریابی مطرح شود. شرکت‌های تجاری به اهمیت استفاده از روش‌های اخلاق‌مدار پی بردند و سعی در گسترش این فرهنگ در بین مشتریان خود کردند. یکی از ساده‌ترین راه‌ها برای رسیدن به این هدف، در نظر گرفتن روش‌های اخلاق‌مدارانه در بازاریابی است. اگر یک شرکت تلاش کند با استفاده از یک شیوه‌ی اخلاقی کالا یا خدمات خود را تبلیغ کند، می‌تواند تأثیر مثبت و قابل‌قبولی روی همه‌ی جنبه‌های کسب‌وکار خود داشته باشد.

 

بازاریابی اخلاقی چیست؟

 

بازاریابی اخلاقی بیشتر از اینکه یک استراتژی بازاریابی باشد، نوعی فلسفه است که روی تمام جنبه‌های بازاریابی تأثیر می‌گذارد. در این شیوه کارفرمایان به دنبال ترویج صداقت، عدالت و تعهد در تبلیغات خود هستند. با توجه به انتزاعی بودن مفهوم اخلاق، صحبت کردن در این خصوص بسیار چالش‌برانگیز و دشوار است، چون ممکن است تعریف هر کس از کار خوب با تعریف و نظر دیگری کاملا متفاوت باشد. به همین دلیل، در بازاریابی اخلاقی با فهرستی از قوانین و روش‌های مدون روبه‌رو نیستیم، هرچند مجموعه‌ای دستورالعمل‌های کلی و عمومی برای کمک به شرکت‌ها و صاحبان کسب‌وکار وجود دارد که می‌توانند استراتژی‌های جدید بازاریابی را بر اساس آن ارزیابی کنند.

 

قوانین بازاریابی اخلاقی

 

  • همه‌ی روش‌های بازاریابی از یک شیوه‌ی استاندارد پیروی می‌کنند که بر پایه‌ی حقیقت است؛
  • بازاریابی حرفه‌ای از بالاترین سطح استانداردهای اخلاق شخصی برخوردار است؛
  • بحث تبلیغ یک موضوع کاملا مجزا از مباحث خبری و سرگرمی است؛
  • بازاریاب‌ها باید اطلاعات کاملی در مورد افرادی داشته باشند که قرار است در قبال پرداخت وجه بر کالا یا خدمات آنها صحه بگذارد؛
  • شیوه‌ی بازاریابی باید کاملا متناسب با جامعه‌ی هدف و نوع محصول انتخاب شود (مثلا شیوه‌ی بازاریابی برای کودکان کاملا متفاوت از بزرگسالان است)؛
  • بازاریاب‌ها باید خود را با قوانین و استانداردهای دولتی و سازمان‌های حرفه‌ای تطبیق دهند؛
  • اخلاق در همه‌ی تصمیمات بازاریابی باید به‌صورت کاملا باز و شفاف مورد توجه قرار گیرد.

 

بازاریابی اخلاقی مزایا و معایب بسیاری دارد. تبلیغ غیراخلاقی اغلب به همان اندازه که غیراخلاقی است، تأثیرگذارتر نیز هست. تا زمانی که رفتار غیراخلاقی خلاف قانون محسوب نشود، شرکت‌های زیادی از شیوه‌ی تبلیغ غیراخلاقی برای پیروزی در بازار رقابت استفاده می‌کنند.

 

بسیاری از افراد قرص‌های رژیمی را با وجود اینکه به ندرت اثر گذار هستند، خریداری می‌کنند، و علت تمایل افراد به خرید این گونه قرص‌ها را نمی‌توان بی‌ارتباط با ادعاهای عجیب و غریب و باورنکردنی شرکت‌های فروش این قرص‌ها دانست، چنین شرکت‌هایی با این روش‌های دروغین مشتری را فریب می‌دهند. حال اگر برخی از این کمپانی‌ها بخواهند متعهد به روش‌های اخلاقی بازاریابی باشند، به احتمال زیاد از بازار رقابت کنار گذاشته می‌شوند.

 

البته شرکت‌هایی که به دنبال ارائه‌ی تصویر خوبی از خودشان هستند و برنامه‌ی بلندمدتی برای معرفی و توسعه‌ی روابط خود با مشتری دارند، باید به این نکته توجه داشته باشند که استفاده از روش‌های اغواکننده برای جلب مشتری، خیلی زود اعتماد مشتری را از بین می‌برند و شکست می‌خورند. طرفداران یک برند خاص از اینکه مورد فریب قرار گیرند، متنفر هستند. شرکت‌ها می‌توانند از روش‌های بازاریابی اخلاقی به‌عنوان روشی برای جلب اعتماد مشتری استفاده کنند. اگر شرکت ادعای خاصی در تبلیغاتش در مورد یکی از محصولات مطرح کند، این دیدگاه مثبت به همه‌ی محصولات آن شرکت نیز ممکن است تسری پیدا کند و همین مسئله باعث جلب اعتماد مشتری به شرکت و خدمات ارائه شده از سوی آن می‌شود.

 

نمی‌توان با اطمینان صددرصد گفت روش‌های بازاریابی یک شرکت اخلاقی هستند یا نه. در واقع مرزهای تعریف شده برای اخلاق معمولا ثابت نیستند. بسیاری از شرکت‌ها ممکن است در یک جنبه از استراتژی بازاریابی‌شان روشی کاملا اخلاقی داشته باشند و در یک جنبه دیگر اصلا این مسئله را رعایت نکنند.

 

چه کسانی بازاریابی اخلاقی را به کار می‌گیرند؟

 

 

به هرحال همه شرکت‌های تجاری این فرصت را دارند که از شیوه‌های بازاریابی اخلاقی استفاده کنند. هر کسب‌وکاری از اداره‌ی فروشگاه‌های کوچک و شخصی گرفته تا شرکت‌های بین‌المللی زنجیره‌ای هم می‌توانند از روش تبلیغ صادقانه، شفاف و منصفانه برای معرفی خدمات خود به مشتریان استفاده کنند و هم از روش‌های غیراخلاقی بازاریابی. بازاریابی اخلاقی اگر به صورت هوشمندانه مورد استفاده قرار بگیرد، می‌تواند اقتصادی و تأثیرگذار باشد. فراموش نکنید استفاده از شیوه‌های تبلیغاتی غیراخلاقی افزایش فروش یا کاهش هزینه‌های تبلیغاتی را تضمین نمی‌کنند.

 

برخی از شرکت‌ها نحوه‌ی اجرای کار و تبلیغات را بر اساس اصول شخصی با ارزش خود تعریف می‌کنند. در این شرکت‌ها، تبلیغ به شیوه‌ی اخلاقی یک امر کاملا طبیعی و جزئی از هویت شرکت است. این مسئولیت‌پذیری شرکت می‌تواند برای افرادی که به چیزی فراتر از قیمت و کیفیت می‌اندیشند، دلیل خوبی برای خریداری کالاهای آنها باشد. شرکت‌هایی که برای تلاش‌هایشان در رفتار عادلانه با کارگران، انتخاب مواد اولیه‌ی مناسب، انجام اقدامات مناسب به‌منظور حفظ محیط زیست و فعالیت‌هایشان در موسسه‌های خبریه معروف هستند، باید این ویژگی‌ها را در تبلیغات خود بازتاب دهند.

 

در برخی دیگر از شرکت‌ها استفاده از روش‌های بازاریابی اخلاقی، پا را از اعتبار بخشیدن به شرکت فراتر می‌گذارد. به عنوان مثال، یک فست فود به نام دومینو، در یک کمپین معروف تبلیغاتی، به جای استفاده از تصاویر استودیویی که پیتزا را بی‌نقص جلوه‌ می‌داد، تصاویری واقعی از پیتزاهای دومینو را به مشتری‌هایش نشان داد. این تبلیغ، نه تنها تصویر دل‌چسبی از پشت صحنه‌ی تبلیغات مصنوعی و غیرواقعی را به نمایش گذاشته بود، بلکه یک ارتباط صادقانه و صمیمانه هم بین پیتزا دومینو و خریداران آن به وجود آورد. این کمپین تبلیغاتی توانست به بهترین شکل ممکن توجه‌ها را به سمت خودش جلب کند.

 

 

انواع تبلیغات غیراخلاقی

 

  • تبلیغات غیرمستقیم: گاهی در برخی مکان‌ها مقررات خاصی برای تبلیغ یا عدم تبلیغ برخی محصولات مانند سیگار وجود دارد. در این شیوه‌ی تبلیغاتی از روش‌های غیرمستقیم برای معرفی و تبلیغ این محصولات استفاده می‌شود، بدون اینکه به‌طور مستقیم به آن اشاره شود.
  • اغراق: گاهی در تبلیغ یک محصول، اطلاعات غیرواقعی در مورد کیفیت یا محبوبیت آن ارائه می‌شود. مثلا استفاده از شعار «دسترسی آسان در سرتاسر دنیا» که ممکن است جنبه‌ی واقعی نداشته باشد.
  • تبلیغات پرسروصدا: وقتی در تبلیغ یک محصول، کالا یا خدمات به‌جای معرفی جنبه‌های عملی محصول بیشتر به جنبه‌های انتزاعی آن اشاره شود. مثلا صحت شعار «بهترین طعم قهوه» با توجه به سلیقه‌ای بودن آن هیچ‌وقت قابل اثبات نیست.
  • تبلیغ ادعاهای تأیید نشده: بسیاری از کمپانی‌ها مواردی را در تبلیغ محصولات خود بیان‌ می‌کنند که از لحاظ علمی تأیید نشده است. به‌طور مثال، کمپانی‌های شامپوهای تجاری مواردی را در مورد جلوگیری از ریزش مو یا تقویت موها در تبلیغات خود بیان می‌کنند که به لحاظ علمی اثبات نشده است و البته هیچ‌گونه توضیح علمی و منطقی نیز در این خصوص به مشتریان داده نمی‌شود.
  • استفاده‌ی ابزاری از زنان: نگاه به زن در تبلیغات معمولا نگاهی جنسیتی یا از نوع خدمتکار خانگی است. این نوع نگاه مورد پذیرش مردم عامه است و باعث تقویت فرهنگ جنسیتی در جامعه می‌شود.
  • مطرح کردن یک ادعای دروغ در مورد رقبا: استفاده کمپانی از یک ادعای دروغ یا گمراه‌کننده در مورد رقبا که موجب اشاعه‌ی اطلاعات اشتباه به مشتری شود.
  • کودکان در تبلیغ: علی‌رغم عدم توانایی کودکان در ارزیابی یک محصول به‌صورت واقعی و عینی، امروزه شاهد نقش پررنگ کودکان در تبلیغات هستیم. استفاده‌ی ابزاری از کودکان یکی از مصادیق بارز بی‌اخلاقی در روش‌های بازاریابی است.

 

بازاریابی اخلاقی چگونه توسعه می‌یابد و اجرا می‌شود؟

 

 

بازاریابی اخلاقی به یک برنامه مدون اشاره نمی‌کند، بلکه ابزارهایی را برای ارزیابی استراتژی‌های مورد استفاده‌ی بازاریابی در گذشته، حال و آینده در اختیار افراد قرار می‌دهد. اگر یک کمپانی به این نتیجه برسد که استفاده از بازاریابی اخلاقی می‌تواند موجب افزایش سود و مقبولیت عمومی محصولاتش در جامعه‌ی هدف شود، بهتر است اقداماتی برای تغییر روش فعلی بازاریابی شرکتش انجام دهد. در برخی موارد این تغییرات ممکن است کاملا در نقطه‌ی مقابل استراتژی قبلی باشد و گاهی نیز نیازمند یک تغییر اساسی و جدید در شیوه‌ی تبلیغاتی هستیم.

 

هر گونه تلاش برای استفاده از روش بازاریابی اخلاقی باید با ارزیابی دقیق شرکت از شرایط موجود، نوع نگاه مشتریان و جامعه‌ی هدف صورت گیرد. بازاریابی اخلاقی مزیت‌های زیادی دارد، اما کمپانی‌های معدودی هستند که در صورت امکان کاهش سود خود را متعهد به انجام آن می‌دانند. انجام تحقیق دقیق و اصولی بهترین گزینه برای کشف و پیش‌بینی تأثیرات تغییر استراتژی در یک شرکت است. اگر ثابت شود بازاریابی اخلاقی هزینه‌ی سنگینی به کمپانی‌ها وارد می‌کند، در آینده شاهد نادیده‌گرفتن این روش در بازاریابی از سوی بسیاری از شرکت‌ها و کمپانی‌ها خواهیم بود.

 

باید توجه داشت هر کمپانی خودش در مورد ویژگی روش‌هایی که قرار است در تبلیغات از آن استفاده کند، تصمیم می‌گیرد. همان‌طور که قبلا هم ذکر شد، مبحث اخلاق یک موضوع کاملا انتزاعی است، چیزی که در نظر یک فرد درست است ممکن است از دید فرد دیگری کاملا اشتباه باشد. بازاریاب‌های حرفه‌ای باید به این توافق برسند که چگونه وارد این معرکه شوند. باید به این نتیجه برسند در تبلیغ کالا یا خدمات خود صداقت داشته باشند، از کودکان استفاده‌ی ابزاری نکنند یا ادعاهای غیرمنصفانه در مورد رقبای خود مطرح نکنند. در واقع بهتر است تعادل مناسبی بین بیان حقیقت در تبلیغ و توانایی خود در متقاعد کردن مشتری ایجاد کنند.

 

در پایان باید به این نکته نیز اشاره کرد که بازاریاب‌های اخلاقی باید توانایی توجیه تصمیم‌ خود در برگزیدن این روش را داشته باشند. در بسیاری از کمپانی‌ها، فقط اینکه بدانیم بازاریابی اخلاقی کار درستی است انگیزه‌ی کافی برای انجام این کار ایجاد نمی‌کند. اغلب بازاریاب‌های اخلاقی گزینه‌های خوبی برای بهبود شرایط فروش و مقبولیت عمومی پیشنهاد می‌کنند. بازاریابی اخلاقی نه تنها یک روش خوب برای برقراری ارتباط با مشتریان است، بلکه ریسک اینکه مشتری‌ها فکر کنند زیاد از حد از خود تعریف می‌کنید را کاهش می‌دهد. در روش‌هایی که در بازاریابی اخلاقی به کار می‌گیرید باید بتوانید بین مسئولیت اجتماعی سازمان و منافع سازمان تعادل برقرار کنید.

مشاوره تبلیغات چیست؟

 

مشاوره تبلیغات چیست؟

مشاوره تبلیغات شامل یک فرآیند علمی است که از تحقیقات و پژوهش آغاز می شود و پس از طی مراحل تحلیلی به ارائه راهکار منجر می شود. یک مشاوره موثر تبلیغات وظیفه شفاف کردن ذهن سازمان را با توجه به داده های آماری ، تحلیل های علمی و مشاهدات عینی و تجربی بر عهده دارد.
مشاور تبلیغات کیست؟

مشاور تبلیغات کسی است که بینش و دانش وسیعی در بازاریابی و تبلیغات داشته باشد و با توجه به تخصص ها و دانش های مرتبط با تبلیغات مانند روابط عمومی،‌ ارتباطات، اقتصاد،‌ جامعه شناسی، ادبیات، فلسفه، زبان شناسی، روانشناسی و بازاریابی بتوانند برای برنامه ارتباطات بازاریابی شرکت به ویژه کمپین تبلیغات آن تصمیم سازی، تصمیم گیری و برنامه ریزی کند.بر اساس آمار در کشور آلمان برای هر ۱۳ نفر یک مشاور روانشناسی و برای هر شرکت به طور میانگین ۳ مشاور تبلیغات وجود دارد ولی طبق برخی از آمار در کشور ما برای هر ۲۵۰۰۰ نفر یک مشاور روانشناسی و به طور میانگین برای هر ۶۰۰ شرکت یک مشاور تبلیغات وجود دارد. این بدان معناست که شما حداقل با انتخاب یک مشاور تبلیغات ، فرصت بسیار مغتنمی را در جهت پیش قدم بودن از دیگر رقبا خواهید داشت.
سطح اول : مشاوره ساعتی

در این شیوه مشاور فقط نقش یک راهنما را داشته و فقط در حد ساعات محدود مشاوره فرصت ارائه راهنمائی دارد . این شیوه ابتدائی ترین سطح مشاوره بوده و مشاور مجال و فرصت ورود به عمق مشکلات و تحلیل ریشه های آنها را ندارد . بهمین دلیل این شیوه معمولاً برای کسب و کار ها و شرکت های بسیار کوچک یا شرکت هائی که در مرحله راه اندازی هستند یا برای بررسی مشکلات موردی و سطحی شرکت ها توصیه می شود و مدت آن معمولاً بین سه تا هشت ساعت مشاوره می باشد .
سطح دوم : مشاوره ماهیانه / سالیانه

ددر این شیوه مشاور در ساعات مشخصی از ماه ( معمولا ۸ ساعت در ماه ) به مدت شش ماه تا یکسال در دفتر شرکت مشتری حضور یافته و با مشارکت مدیران آن شرکت جلسات مشاوره را برگزار می نمایند . در این شیوه مشاور نقش توصیه کننده ، برنامه ریز و ناظر را بر عهده دارد و بر اساس شناخت عمیقی که درون و بیرون شرکت مشتری کسب نموده است برای رفع مشکلات آن شرکت برنامه ریزی نموده و به مدیران آن شرکت در زمینه اجرای آن برنامه توصیه های لازم را ارائه داده و خود بر اجرای برنامه نظارت می نماید . این شیوه در سطح عمیق تری نسبت به شیوه قبل اجرا شده و برای برای رفع مشکلات و برنامه های توسعه ای بسیاری از شرکت ها مناسب و نتیجه بخش است و مدت آن معمولاً بین شش ماه تا یکسال بر حسب حجم فعالیت های شرکت کارفرما می باشد .
خدمات مشاوره تبلیغات در سطح دوم:
بررسی جایگاه واقعی سازمان از نظر فعالیت تبلیغاتی
ارائه خدمات مبتنی بر تحقیقات و شناخت از بازار و شیوه های بازاریابی
اثربخشی تبلیغات سازمان از طریق راه حلهای هوشمندانه و خلاق
بهبود ارتباطات شما با بازاد هدف در جهت افزایش فروش و ترغیب مخاطبان به خرید و تبدیل آنها به مشتری
تحقیق و پژوهش و ارزیابی اثربخشی تبلیغات سازمان (گذشته ، حال ، آینده )
تدوین و ارزیابی اهداف تبلیغاتی سازمانتدوین کمپین های تبلیغاتی
نظارت بر عملکرد ، هزینه و زمان اجرایی کلیه پیمانکاران تبلیغاتی در تولید و رسانه
تشکیل کمیته تبلیغات سازمان و تنظیم صورت جلسات مرتبط با وظایف آن
شرکت در جلسات اتاق فکر و تشکیل گروه خلاقیت و تولید ایده
رصد فعالیت های تبلیغی رقبا و پیش بینی و تدوین استراتژی مبارزه تبلیغاتی

بازاریابی مستقیم در فروش با پیام تبلیغاتی مناسب

بازاریابی مستقیم در فروش با پیام تبلیغاتی مناسب

 

 

 

مقدمه

 

رسانه، مخاطب و پیام مناسب سه عامل بازاریابی مستقیم در فروش می باشد. بازاریابی مستقیم در فروش کسب و کار ما را متحول می گرداند. همانطور که در مقاله بازاریابی مستقیم گفته شد استفاده از رسانه های مناسب بازاریابی تاثیر بسزایی در فروش کالا و خدمات یک سازمان دارد. از طرفی مدیریت بازاریابی سازمان باید دیدگاه خود را نسبت به انتخاب رسانه ها تغییر داده و بتواند از رسانه هایی استفاده کند که کمترین میزان هزینه و بیشترین میزان بازگشت سرمایه را به همراه دارد.

 

استفاده از رسانه های بازاریابی جدید نیازمند ایده های خلاقانه می باشد و ما باید خود را از قید و بند این تفکرات قدیمی رهایی بخشیم. در مقاله بازاریابی مستقیم فروش دومین پارامتر بازاریابی مستقیم یعنی مخاطبان پرداخته شد. که انتخاب مخاطب مناسب می تواند بیشترین بازدهی را برای ما به همراه داشته باشد. اصلاح نیچ مارکتینگ را توضیح دادیم که نیاز نیست ما تمامی بازار را در اختیار داشته باشیم و فقط کافیست مخاطبان خاص را پیدا کرده و تمرکز حواس خود را روی آنان قرار دهیم.

 

پیام های بازاریابی و نقش آن در بازاریابی مستقیم در فروش

 

در این مقاله سومین عامل بازاریابی مستقیم یعنی پیام های بازاریابی و نقشی که در کسب درآمد سازمان ایفا می کند مورد بررسی قرار می دهیم. همچنین اجزای پیام بازرایابی رو مورد ببرسی قرار داده و میبینیم که برای داشتن بازخورد خوب ما باید به چه شکل عمل نماییم. بسیاری از فروش های کم شرکت ها علاوه بر انتخاب نامناسب رسانه ها و عدم شناسایی درست مخاطبین به نوع پیامی که ارسال می کند برمی گردد. بسیاری از سازمان ها نمی دانند که از چه پیامی نباید استفاده کنند و چگونه می توانند یک پیام مناسب را به مخاطبین منتقل کنند، و همین امر موجب می شود پیام های ضعیف، کپی شده و بی هویت به مخاطبان انتقال داده شود و هیچ بازخوردی جز از دست دادن سرمایه برای آنان نداشته باشد.

 

بنابراین لازم است که ما بتوانیم بهترین پیام را به مخاطبین خود منتقل کنیم تا بتوانیم بازگشت ثروت را به سازمان خود شاهد باشیم. بسیار مشاهده شده است که سازمان های خوبی با محصولات با کیفیت وجود دارند اما به دلیل نداشتن پیام بازاریابی درست و اصولی نمی توانند سهمی از بازار داشته باشند و نتیجه مطلوب را کسب نمی کنند. پس ما باید ابتدا اجزای پیام بازاریابی را به درستی بشناسیم و از آن در جهت رشد کسب و کار خود استفاده کنیم.

 

اجزای اصلی یک پیام بازاریابی خوب

 

پیشنهاد فروش منحصر به فرد
دعوت به اقدام
پیشنهاد ویژه
سیستم ارزیابی

 

چهار مورد بالا که به آن اشاره شد مهمترین اجزای یک پیام بازاریابی می باشد که مدیریت سازمان برای بازاریابی مستقیم از آن بهره می برد، و در هر پیام بازاریابی باید مورد توجه قرار گیرد.

 


پیشنهاد فروش منحصر به فرد

 

اولین نکته ای که در بازاریابی مستقیم در فروش به آن باید توجه داشته باشیم این است که چه چیزی باعث خاص بودن ما خواهد شد.؟ برای اینکار باید چند سوال را از خود بپرسم، چرا باید بین تمامی رقیبان ما را انتخاب کنند.؟؟ چرا باید از ما خرید کنند.؟؟؟ چرا باید با شرکت ما کار کنند درحالیکه بسیاری از شرکت ها همین خدمات و محصولات را ارائه می دهند.؟؟ و… اینها از جمله سوالاتی است که باید به آن توجه شود. و تمامی این سوالات تنها یک مفهوم را می خواهد به ما برگرداند که ما بفهمیم بزرگترین مشکل مشتریان چیست و باید پیام های خود را به گونه ای طراحی کنیم که سعی کنیم آن مشکل را مورد توجه قرار داده و سعی در برطرف کردن آن بکنیم.

 

مثالی که در اینجا می توانم برای شما بیاورم آژانس ها می باشند که می توانند پیشنهاد منحصر به فردی که داشته باشند این باشد، که اگر بیش از ۵ دقیقه تاخیر داشته باشیم هزینه ای از شما دریافت نمی شود. و برای رستوران هایی که پیک موتوری دارند نیز می توان بیان داشت که اگر بیش از ۲۰ دقیقه غذای خود را دریافت کردید دیگر نیاز نیست برای غذا وجهی را بپردازید. اینها از جمله پیام های منحصر به فردی می باشد که انجام آن توسط دیگران با ریسک بالایی همراه است و شما باید با سیستم سازی بتوانید آن را به طور درست و اصولی انجام دهید.

 

دعوت به اقدام

 

باید از مخاطب تبلیغ خود چیزهایی را به طور واضح درخواست کنیم. از مخاطب تبلیغ خود بخواهیم به ما ایمیل بدهند، تماس بگیرند و یا مثلا به سایت ما مراجعه کنند. این امر موجب می شود که ما اطلاعاتی را از مخاطبین در اختیار داشته باشیم و آنان را برای بازاریابی چند مرحله ای آماده کنیم. نباید ارتباط خود را به یک تماس با مخاطب معطوف کنیم و باید مدام مشتریان را از آخرین کارها و خدمات خود مطلع گردانیم. برقراری ارتباط موثر با استفاده از پیام های درست، مخاطبان را به مشتریان دائمی ما و ابزار بازاریابی ما تبدیل خواهد کرد.

 

پیشنهاد ویژه

 

دادن پیشنهاد ویژه یکی دیگر از مهمترین ابزارهای پیام در بازاریابی مستقیم در فروش می باشد. در پیشنهاد ویژه باید به دو نکته توجه شود، مزیت و محدودیت. این بدین معنی است که پیشنهاد ویژه اگر مزیتی را مطرح می کند حتما باید داری محدودیت باشد. و هیچگاه محدودیت های خود را تغییر ندهید. حال سوالی پیش می آید که چرا ما باید از محدودیت ها استفاده کنیم.؟ زیرا اگر ما محدودیت در نظر نگیریم مشتریان آن را امری دائمی پنداشته و در مراجعه به شما تعلل کرده و هیچگاه به شما مراجعه نخواهند کرد. مثالی که برای شما در این بخش ارائه می دهم درصد تخفیف می باشد. البته درصد تخفیف بدترین نوع پیشنهاد ویژه می باشد اما میخواهم که بتوانید این بخش را به خوبی درک کنید.

 

به عنوان مثال ۳۰ درصد تخفیف تا پایان فلان روز. یعنی ما این تخفیف را فقط در این مدت زمان ارائه خواهیم داد. پس مشتریان ترغیب می شوند که هرچه سریعتر به ما مراجعه کنند. بهتر است که پیشنهاد ویژه شما دادن کاتالوگ رایگان و یا هدیه ای در ازای میزانی خرید به مشتریان باشد.

 

سیستم ارزیابی عملکرد

 

در مقاله سیستم ارزیابی عملکرد به طور دقیق به این امر پرداخته شده است. هر کاری بدون ارزیابی هیچ ارزشی نخواهد داشت. هدف از استفاده از سیستم ارزیابی عملکرد در این بخش این است که بفهمیم چند نفر از طریق این رسانه به ما مراجعه کرده اند. باید بازخورد پیام های خود را بسنجیم و ببینیم که در هر قشری چه نوع پیامی بیشترین بازخورد را دارد تا بتوانیم به طور تخصصی به مخاطبین خود بپردازیم. و بیشترین بازخورد و بازگشت سرمایه را داشته باشیم. سیستم ارزیابی عملکرد به دعوت به اقدام ما بر میگردد که باید حتما از مخاطبین بخواهیم که اینکار را انجام دهند و یا پیشنهاداتی را ارائه دهند. هرچه ما بازخورد دقیق تری از رسانه ها و پیام های خود داشته باشیم ، می توانیم هدف خود را به طور دقیق تر شناسایی کرده و نتایج بهتری را دریافت کنیم.

 

نتیجه گیری

 

استفاده از پیام های مناسب تبلیغاتی موجب می شود که ما بتوانیم بهترین بازخورد را داشته باشیم، تا بتوانیم به راحتی پیام خود را به مخاطبان خود انتقال داده و موجب کسب ثروت بیشتری برای کسب و کار خود شویم. اگر ما نتوانیم پیام های خود را به درستی به مخاطبان خود انتقال دهیم، بازاریابی مستقیم در فروش موفقی نخواهیم داشت و نمی توانیم از آن به عنوان راه های کسب درآمد سازمان خود استفاده کنیم.